چهارشنبه, 29 اسفند 1397
آخرین اخبار

یادداشت

گفت‌و‌گو

مقالات

نظرسنجی

به نظر شما ظاهر جدید سایت قابل قبول است ؟
بله - 100%
خیر - 0%

Total votes: 7
The voting for this poll has ended on: آگوست 13, 2013

روابط عمومي؛ مشاطگي يا ارتباط موثر و پاسخگويي

يکي از موضوع هايي که در ارتباطات اجتماعي جامعه ي ما مطرح است ، چالشي است که در تعامل مديران و روابط عمومي ها و رسانه ها به چشم مي خورد که در برخي از زمانها به يک بحران تبديل مي شود.

 

بدون اينکه بخواهيم مديران يا روابط عمومي ها و يا رسانه ها را به تنهايي مورد اتهام قرار دهيم بايد تاکيد کنيم اگر تفاهم و توافق و ارتباط متقابل مديران با روابط عمومي ها و همچنين روابط عمومي ها با رسانه ها و مخاطبان دچار خدشه شود، بحراني پديد مي آيد که ورشکستگي و سقوط نتيجه ي قهري آن است.

از جمله چالشهايي که هم اينک روابط عمومي ها با آن روبرو هستند،  نا آشنايي برخي مديران ارشد و برخي مديران مياني سازمانها نسبت به نقش و جايگاه روابط عمومي است. لذا به نظر مي رسد نهادهاي فرهنگي و آموزشي مديران بايد ترويج و فرهنگ سازي روابط عمومي براي مديران ارشد را با  اولويت در برنامه هاي کاري خويش قرار دهند.

مديران امروزه بايد به وظايف ارتباطي خويش که بخش مهمي از وظايف مديريت را شامل مي شود توجه ويژه اي داشته باشند و در اين راستا با بهره گيري از نظريه ها، تکنيکها ، روشهاي اثربخش و کارآمد و مشاوراني آگاه و امين، نظام ارتباطي هدفمند و راهبردي درون سازماني و برون سازماني را طراحي و اجرا کنند.

اهميت موضوع و نقش ارتباطات به قدري است که  آن را يک ابزار تصميم سازي به شمار مي آورند. ارتباطات ؛ يک فراگرد اساسي سازمان است که همچون همچون سيستم عصبي ، پيوستگي سازمان را دربردارد و بي توجهي يا کم توجهي به آن خسارت هاي جبران ناپذيري را به سازمان و جامعه تحميل خواهد کرد.

روابط عمومي؛ مشاوري انديشه ورز

در اين ميان نقش و جايگاهي که روابط عمومي ها  مي توانند و بايد ايفا کنند از اهميت و حساسيت  زيادي برخوردار است  لذا روابط عمومي ها بايد با حرکت به سوي کلان نگري، توانمندي ، کارآمدي و  اثربخشي در سازمان و جامعه پيش بروند و مديران سازمانها نيز بايد با توجه به نقشهاي مهم ، حساس و راهبردي روابط عمومي، کساني را در مسند روابط عمومي سازمان قرار دهند که توانايي هاي لازم را براي ايفاي آن نقشها دارا باشند و با حمايت قاطع ، عملي و مستمر خود ، آنان را در تاثيرگذاري بر روند تصميم گيري درون سازماني و برون سازماني مشارکت داده و در فرايندهاي تصميم سازي سازمان سهيم سازند.

البته فراهم آمدن زمينه ي چنين حمايتي از سوي مديران، بي ترديد مستلزم تلاش پيگير و عالمانه ي روابط عمومي سازمان است. تا زماني که روابط عمومي نتواند در مديرارشد سازمان اين باور را ايجاد کند که مشاوري انديشه ورز ، کارشناس ، صادق ، امين و مطمئن در کنار اوست و در هنگام لزوم به وي مشاوره هاي کارشناسي، ايده هاي نو، راه حل هاي پيشگيري و رفع مشکل، قبل از بروز گرفتاريها و در هنگام بروز بحران، ارائه مي دهد، روابط عمومي نمي تواند براي خود قدر و منزلت و جايگاه لازم را کسب کند.

روابط عمومي؛ ساز و کار مردم مداري

بنابر اين نخست روابط عمومي است که بايد با صداقت، درايت ، ذکاوت و کارداني و موقع شناسي جايگاه و منزلت خود را به ديگران اثبات نمايد و مديران ارشد و مياني سازمان ، به طور محسوس و ملموسي ، نتايج مثبت و موثري را از ارتباط و همکاري متقابل با روابط عمومي درک کنند. در چنين شرايطي است که  از سوي مجموعه ي مديران سازمان پذيرفته ، باور و حمايت مي شود.

مديران سازمانها نيز بايد به اين درک و آگاهي برسند که مهرورزي، عدالت گستري و خدمت به بندگان خدا و پيشرفت مادي و معنوي و همچنين پاسخگويي به عنوان  معيارهاي مهم مردم داري و مردم مداري ، به مکانيزم هايي نياز دارد و يکي از اين ساز و کارها و مکانيزم ها، روابط عمومي ها هستند.

روابط عمومي ؛ امروزه به عنوان اصلي ترين حلقه ارتباط بين مديران و کارکنان و مردم مطرح است و مديران هوشمندي که دل در گروي خدمت داشته باشند و بخواهند نسبت به مردم اين ولي نعمتان جامعه و انقلاب اداي دين کنند، هرگز  از به کارگيري مديران روابط عمومي متخصص، توانمند ، ماهر و متخلق به اخلاق پسنديده ي حرفه اي و هنرمند در برقراري ارتباط و تعامل با مردم و مخاطبان غافل نمي شوند.

روابط عمومي ؛ کانون جريان اطلاعات

اما  نکته مهمي که در تعامل مديران، روابط عمومي ها و رسانه ها بايد مورد تامل قرار گيرد، ضرورت جريان يافتن اطلاعات است. اهميت جريان يافتن اطلاعات در سازمان و جامعه به حدي است که مي توان آن را به جريان خون در بدن تشبيه کرد. همانگونه که کندي يا توقف جريان خون در بدن به بروز بيماري و سکته و مرگ انسان منجر مي شود، کندي و توقف جريان اطلاعات در سازمان و جامعه ، آن ها را با بحران و افول روبرو مي سازد.

 روابط عمومي اگر مي‌خواهد صاحب قدرت باشد بايد در واقع كانون گردآوري، توليد و پردازش اطلاعات و جريان دادن آن در سازمان خود  و جامعه قرار بگيرد. روابط عمومي بي‌اطلاع از آنچه كه در لايه‌هاي مختلف سازمان مي‌گذرد هرگز صاحب قدرت نخواهد شد، حتي اگر نور چشمي مدير باشد. امروز ما به يك نظام تمركز اطلاعات در سازمان‌ها نياز داريم به نظامي كه اطلاعات را از لايه‌هاي مختلف به سوي روابط عمومي سرازير و هدايت كند و روابط عمومي كانون و مركز دريافت اطلاعات و محل انتخاب و پردازش آن باشد.

پاسخگويي؛ شاخص مهم حکمراني خوب

با توجه به اين اهميت و به منظور جاري بودن اطلاعات سازماني و جامعه،  ضرورت دارد تا پاسخگو شدن دستگاهها، مديران و روابط عمومي ها همواره در دستور کار خدمتگزاران باشد  و مديران دستگاهها با حمايت عملي از روابط عمومي ها و جلب مشارکت ساير مسئولان، احترام به رسانه ها به عنوان نمايندگان افکار عمومي جامعه و بي پاسخ نگذاشتن پرسشهاي آنها و تامين نيازهاي اطلاعاتي مخاطبانشان و رفع ابهام هاي مردم، به اندازه ي قابليت و توان رسانه ها از آنها براي شفاف سازي فعاليتها و آگاهي بخشي و پاسخگويي به افکار عمومي بهره ببرند. چرا که پاسخگويي؛ شاخص مهمي است که در ديدگاهها و تئوري هاي مديريتي به عنوان برجسته ترين شاخص حکمراني خوب از آن ياد مي شود.

از اين جهت هم هست که  شايد يکي از مهم ترين شاخص هايي که بتوان سازمانها را با آن ارزيابي کرد ، شاخص پاسخگويي و ميزان پاسخگويي آنان به نيازها و انتظارات و پرسشهاي جامعه و مردم است. به جرئت مي توان گفت که براي سنجش ميزان کارآمدي مديران نيز ارزيابي نحوه ي برخورد آنان با موضوع پاسخگويي و ميزان توجه آنان به پاسخگويي و ارزيابي تعاريفي که از پاسخگويي دارند و مکانيزم هايي که براي رشد اين شاخص بکار مي بندند مي تواند مورد توجه و عمل قرار گيرد.

    بي ترديد در اين ميان يکي از مکانيزم هايي که بايد به صورت جدي به آن توجه کرد ،از يک سو  تقويت بنيانهاي نهاد روابط عمومي است. کميت و کيفيت فعاليت ها و تلاش  روابط عمومي هر سازمان در امر پاسخگويي (هم به نيازها و انتظارات مردم از آن دستگاه و هم به پرسشهاي آنان ) مي تواند بيانگر ميزان خوب بودن و موفقيت آن روابط عمومي و همچنين ميزان خوب و موفق بودن مديريت در آن سازمان محسوب شود. و از سوي ديگر شايسته است سنجه هايي بدين منظور تدوين و عملياتي گردد تا شاخص پاسخگويي و رضايتمندي مردم به عنوان يکي از برجسته ترين شاخصها در ارزيابي مديران و همچنين روابط عمومي هاي دستگاهها مورد تدقيق و سنجش قرار گيرد.

براي اين منظور بايد بخشي از نمره ي ارزيابي هر يک از مديران ارشد و مياني سازمانها و ادارات به ميزان رضايتمندي مردم از عملکرد سازمان و شيوه ي پاسخگويي مديران اختصاص يابد و روابط عمومي متولي سنجش رضايتمندي مردم و کارکنان سازمان در نظر گرفته شود و به صورت رسمي اين موقعيت در اختيار روابط عمومي قرار گيرد که از طريق نظرسنجي علمي در مورد هريک از مديران امتيازدهي کند. مديران سازمانها موظف باشند در اين زمينه  از روابط عمومي حمايت کنند و روابط عمومي ها بايد تمامي نکاتي که ممکن است اعتبار نظرسنجي ها را خدشه دار کند، برطرف نمايند.

رسانه ها نيز مي توانند داوران خوبي براي سنجش ميزان مطلوبيت پاسخگويي دستگاهها و مديران آن باشند.

شفاف سازي آري؛ مشاطگي هرگز

در اينجا با توجه به نکاتي که در مورد اهميت پاسخگويي و اطلاع رساني و رضايتمندي مردم گفته شد بايد تاکيد کنيم که شفاف سازي مسايل و مشکلات، از جمله ضرورتهاي خدمت رساني به مردم است و پنهان نگاه داشتن و کوچک تلقي کردن آنها منجر به ترغيب نشدن دست اندرکاران براي شفاف سازي مشکلات و در نهايت رسيدگي نکردن و حل نشدن آنها مي شود. انكار امكان و يا واقعيت بحران كه معمولا با نوعي خودفريبي و فرار از واقعيت آميخته است، يكي از موانع عمده در مسير شناخت بحران و مقابله صحيح و به‌موقع با آن است،  بسياري از مديران از پذيرش حتي امكان وجود بحران در موسسه خود يا جامعه بيم دارند و همواره‌ حتي در جلسه هاي محرمانه درون‌سازماني با ارائه برخي آمار و شواهد غيردقيق سعي در شكست‌ناپذير ‌جلوه ‌دادن موسسه و كوچك ‌شمردن مشكلات دارند‌؛ در حالي كه نفي امكان بحران يا عدم پذيرش وقوع آن، هيچ كمكي به موسسه يا جامعه مربوطه نخواهد كرد. بنابراين نبايد از كنار علائم هشداردهنده به‌راحتي گذشت و يا نسبت به آن غافل بود و لذا مديران دستگاهها بايد با يک عزم عمومي و حس همکاري در خدمتگزاري با حمايت واقعي و مستمر از ابتکار عمل و توانمندي روابط عمومي ها آنان را در مسير زمينه سازي براي تامين نيازهاي عيني و ذهني مردم و جلب اعتماد عمومي به عنوان بزرگترين سرمايه اجتماعي خدمتگزاران و توسعه ي کشور ياري کنند.

ما امروز به مديران و روابط عمومي هايي نياز داريم که خود را از شيوه هاي زشت و منفور مشاطگي و اسارت و بند زيبا جلوه دادن زشتي ها رهانده و با اتکا به فلسفه ي مديريت نو و پويا، با ارتباط موثر و کارآمد با مردم و شناخت نيازهاي واقعي آنان، و پاسخگويي شفاف به رسانه ها به عنوان نمايندگان افکار عمومي ، ساز و کارها و برنامه هاي شايسته اي را براي تحقق خواستهاي مردم و تامين نيازهايشان طراحي و اجرا کنند.

بايد همه ي ما و همه مديران باور کنيم که دسترسي راحت و آسان به اطلاعات و آگاهي ها حق همگان است و روابط عمومي ها بايد با حمايت قاطع مديران و همکاري صميمانه ي رسانه ها، اطلاعات درست را به موقع در اختيار شهروندان قرار دهند.

همه بايد بپذيرند که حق انتقاد و نقد قدرت از حقوق مسلم رسانه ها  و ضرورتي براي پاسخگو شدن دستگاهها و خدمتگزاران است، گرچه ممکن است برخي از نقدها عقده گشايانه و يا نادرست باشد، اما هيچ رسانه اي را نبايد به خاطر انتقاد، دشمن خويش تلقي کرد، بلکه مديران بايد  روابط عمومي و رسانه ها را در جستجو و کشف حقيقت حمايت و ياري و همراهي کنند و البته روابط عمومي و رسانه بايد اخلاق حرفه اي را رعايت کنند.

اضافه کردن نظر



کد امنیتی
تازه کردن

مکان تبلیغات شما
انجمن متخصصان روابط عمومی استان یزد