چهارشنبه, 29 اسفند 1397
آخرین اخبار

یادداشت

گفت‌و‌گو

مقالات

نظرسنجی

به نظر شما ظاهر جدید سایت قابل قبول است ؟
بله - 100%
خیر - 0%

Total votes: 7
The voting for this poll has ended on: آگوست 13, 2013

شعارخواري و شعارگويي در روابط عمومي

به اين جملات دقت كنيد : با اجراي اين طرح مشكل ... مردم استان به طور كلي حل خواهد شد ، اين مسئول اظهار داشت موفقيت ها ي ما در خصوص ...  بي سابقه بوده  به طور روزافزوني گسترش مي يابد ، ما درصدديم با يك برنامه ضربتي فقر را در منطقه تا دو سال آينده ريشه كن كنيم . كارمندان اداره ... با شركت در مراسم كوه پيمايي تجاوزات اخير رزيم صهيونيستي را محكوم كردند.

رييس اداره .... استان  در جلسه شوراي اداري اين دستگاه گفت ما به عوامل استكبار جهاني اجازه نمي دهيم در صفوف به هم فشرده و عزم راسخ ما رخنه ايجاد كند . روابط عمومي سازمان ... استان با انتشار بيانيه اي شديد الحني خواستار رسيدگي مجامع جهاني و مدعيان حقوق بشر به موضوع تبعيض نژادي و بي توجهي به حقوق مسلمانان دركشور آلمان شد .

اگر متوجه شده باشيد اين جملات به اشكال و عبارات مختلف توسط روابط عمومي دستگاههاي دولتي توليد مي شود و از طريق رسانه ها در سطح جامعه منتشر مي گردد . در حال حاضر بخشي از انرژي و رسالت روابط عمومي ها به اين امر اختصاص يافته است و آنها  در صف مقدم انتشار اين مطالب به شمار مي روند .

يك نگاه اجمالي به مطالب فوق نشان مي دهد :

1-     اين عبارات  نظير حل صد در صدي مشكل مردم عمدتا معطوف به آينده بوده و نيل به وضعيت بهتر را در آينده نامشخص وعده مي دهد .

2-     عبارات مذكور با ادبياتي حماسي و احساسي تنظيم شده و به جاي افكار مخاطبان ،  قلوب آنها را نشانه گيري كرده است .

3-   جملاتي اينچنيني  معمولا پروژه محور و نه فرايند گراست ، به عنوان نمونه به اين امر توجه نمي شود كه ريشه كني فقر يك فرايند چند جانبه اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي است كه ممكن است يك دهه به طول انجامد .

4-   غير واقع بينانه و ذهني است ، مثلا كوه پيمايي كاركنان فلان سازمان تاثيري در محكوميت تجاوزات رژيم صهيونيستي و تغيير معادلات سياست بين المللي در اين باره ندارد ، به عبارت ديگر بين متغير كوه پيمايي و محكوميت به لحاظ علت و معلولي نمي توان ارتباط منطقي قائل شد .

5-   فرافكنانه است ، در عبارتي كه رييس دستگاه عوامل استكبار جهاني را به ايجاد توطئه محكوم مي نمايد عمدتا دلايل واقعي مشكلات و مسائل داخلي سازمان ناديده گرفته مي شود .

6-   وظيفه گريز است ، در اين حالت دستگاه مذكور به جاي خدمت رساني حسب وظايفش سنگ افراد ديگري را به سينه مي زند كه ربطي به او ندارد . مثلا بارها شده روابط عمومي يك اداره كوچك در يكي از شهرستان ها ي استان بجاي تمركز بر مشكلات محلي، جوگير شده و به عنوان نمونه پايمال شدن حقوق اقليت هاي مسلمان را درآلمان محكوم كرده است .

ايجاد چنين وضعيتي را مي توان محصول دو آفت و آسيب كنوني روابط عمومي يعني شعار خواري و شعار گويي دانست . در اينجا شعار چيزي غير از تهييج مديريتي براي ارتقاي سازماني و نيل به اهداف است ، در عبارات فوق شعار ، عنصري بدرد نخور و درعين حال فريبكارانه به شمار مي آيد كه در يك محيط غير واقعي ، عوام زده  و احساسي توليد و مصرف مي شود و سازمان و لاجرم جامعه را از حركت و رشد واقعي باز مي دارد . روابط عمومي كه شعار مي خورد شعار توليد مي كند و دوباره آنرا به خورد ديگران مي دهد  جالب اينجاست كه برخي به طور سرسختانه اي شعارزدگي را جزء وظايف و مسئوليت هاي روابط عمومي تلقي مي نمايند .

براي مقابله با نيافتادن در ورطه شعار زدگي در روابط عمومي چه بايد كرد ؟

1-   پرهيز از جو زدگي ، هرروز ممكن است توسط گروهها و مجامع سياسي و غير سياسي و يا رسانه هاي عمده كشورموضوعي مورد توجه قرار گرفته و در بوق و كرنا شود كه روابط عمومي بايستي بتواند فراتر از اين فضاي رسانه اي به رسالت واقعي خود عمل نمايد .

2-   روابط عمومي يك پل ارتباطي دوطرفه است در حاليكه شعار خواري و شعار گويي يك بلندگو با صداي زمخت يكسويه محسوب مي شود ، روابط عمومي با باز گذاشتن درب هاي وردي ارتباطي به سازمان از شعار زدگي فاصله مي گيرد .

3-   با گسترش فرهنگ نقد و نقادي ديگر جايي براي شعار باقي نمي ماند كه لازمه اين امر استقبال از فضاي مناسب رسانه اي و احترام به نقد توسط افكار عمومي و ناظران  است .

4-   متاسفانه فرهنگ شعارزدگي دچار يك هم افزايي است يعني خودش را به سرعت تكثير مي كند و فراگير مي شود ، يك نمونه مشخص آن همين سنت پلاكارد نويسي  مراسم هاي ترحيم و غيره است كه از يكي شروع مي شود و به n پلاكارد ختم مي شود ، به نظر مي رسد سنت نامطبوع پلاكارد نويسي كه توسط روابط عمومي ها در كشور ما رايج شده از نمونه هاي شعارخواري و شعار گويي است و حذف و اصلاح تدريجي اين فرهنگ توسط خود روابط عمومي از مصاديق مقابله با اين وضعيت محسوب مي شود . 

5-   واقع بيني لازمه كار در روابط عمومي است ، واقع بيني به اين معني كه جهان ، رويدادها و آدم ها همانطور كه هستند ببينيم و نه آنطور كه دلمان مي خواهد و يا تصور مي كنيم بايستي باشد . ،شعار زدگي در روابط عمومي به ميزان زيادي از غير واقع بيني تغذيه مي كند و محصول غوطه ور شدن در دنياي تصورات و توهمات است ، تمامي اخباري كه روابط عمومي با اين ذهنيت توليد مي كند دچار آسيب هاي فوق الذكر است و اين امر در روابط عمومي هاي تازه كار بيشتر به چشم مي خورد .

اضافه کردن نظر



کد امنیتی
تازه کردن

مکان تبلیغات شما
انجمن متخصصان روابط عمومی استان یزد